• یادم باشد موقعی که پرستار شدم ودر بخش با بیمار مرد سالمندی برخوردم ان را پدر خود بدانم و به عنوان پدر خود به او خدمت کنم نه اینکه بگویم این بیمار من نیست یا به من ربطی ندارد شاید روزی پرستار دیگری پرستار پدر من شد.
  • یادم باشد موقعی که بیماری علائم حیاتی اش را از دست داد همان کاری را که برای اقوام خودم خواهم کرد برای ایشان نیز بکنم تا ایشان به زندگی برگردد.
  • یادم باشد اگر بیماری بیمار من نبود واحساس ناراحتی کرد و از من اتمداد طلبید نگویم به پرستار خودت بگو من الان کار دارم.
  • یادم نرود طرم یک دانشجویی که برای دومین بار خواستم یک امپولی بزنم پیرزن بیمار گفت بزن نترس ما که رفتنی هستیم حداقل شما بتوانید چیزی یاد بگیرید تا در اینده به درد بچه های ما بخورید.
  • یادم نرود بسیاری دانش اموز بودند که ارزوی قبول شدن در این رشته را داشتند ولی متاسفانه در این را موفق نشدند.
  • یادم باشد... .

ادامه ی " یادم باشد "ها را شما پیشنهاد بدهید تا در موفقیت دانشجویانی امثال من برای خدمت به خودتان دخیل باشید خدایی نکرده شاید روزی پرستار خودتان نیز شدیم.